گاهی برای ساختن یک ثروت چند میلیارد دلاری، به دهها سال سرمایهگذاری نیاز نیست. تاریخ بازارهای مالی معاملهگرانی را به خود دیده که تنها با چند تصمیم درست در زمان مناسب، سودهایی به دست آوردهاند که برای بیشتر افراد غیرقابل تصور است.
از معامله جسی لیورمور در سقوط بزرگ بازار سهام آمریکا در سال ۱۹۲۹ گرفته تا شرطبندی جورج سوروس روی سقوط پوند انگلیس و معامله معروف جان پالسن در بحران مسکن آمریکا، بعضی از بزرگ ترین سودهای تاریخ ترید دقیقاً در زمانی ایجاد شدهاند که بیشتر فعالان بازار در حال از دست دادن سرمایه خود بودهاند.
اما یک نکته مهم وجود دارد: بزرگترین سود یک معامله لزوماً به معنای ثروتمندترین تریدر جهان نیست. رقم سود یک معامله، درآمد سالانه، دارایی تحت مدیریت و ثروت خالص یک معاملهگر مفاهیم متفاوتی هستند.
در این مطلب سراغ چند مورد از مشهورترین و بزرگترین سودهای گزارششده در تاریخ معاملات میرویم و بررسی میکنیم این معاملهگران دقیقاً چه چیزی را دیدند که دیگران ندیدند.
خلاصه سریع: جسی لیورمور در سقوط ۱۹۲۹ حدود ۱۰۰ میلیون دلار سود به دست آورد؛ جورج سوروس در بحران پوند ۱۹۹۲ بیش از یک میلیارد دلار سود کرد؛ جان پالسن از شرطبندی علیه بازار مسکن آمریکا میلیاردها دلار به دست آورد و پل تودور جونز نیز در سقوط ۱۹۸۷ یکی از مشهورترین معاملات تاریخ خود را انجام داد. ارقام مربوط به برخی از این معاملات، بسته به منبع و روش محاسبه، متفاوت گزارش شدهاند.
بزرگ ترین سودهای تاریخ ترید متعلق به چه کسانی است؟
اگر معیار را «سود حاصل از یک موقعیت یا معامله بزرگ» در نظر بگیریم، نام چند معاملهگر بیشتر از بقیه تکرار میشود.
| معاملهگر | معامله مشهور | سود گزارش شده |
|---|---|---|
| جسی لیورمور | فروش استقراضی در سقوط ۱۹۲۹ | حدود ۱۰۰ میلیون دلار |
| جورج سوروس | شرطبندی علیه پوند در ۱۹۹۲ | بیش از ۱ میلیارد دلار |
| پل تودور جونز | معامله سقوط بازار در ۱۹۸۷ | حدود ۱۰۰ میلیون دلار برآوردشده |
| جان پالسن | معامله علیه وامهای مسکن پرریسک | حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار شخصی |
| بیل اَکمن | پوشش ریسک در سقوط بازار ۲۰۲۰ | حدود ۲.۶ میلیارد دلار |
این اعداد را نباید مستقیماً با یکدیگر مقایسه کرد؛ چون بعضی مربوط به سود شخصی معاملهگر، بعضی مربوط به سود صندوق و بعضی برآورد رسانهای هستند. با این حال، همه آنها یک ویژگی مشترک دارند: تصمیمگیری در زمانی که بازار بهشدت تحت فشار بوده است.
جسی لیورمور؛ مردی که از سقوط ۱۹۲۹ حدود ۱۰۰ میلیون دلار ساخت
اگر قرار باشد فقط یک نام را به عنوان نماد معاملهگر افسانهای بازارهای مالی انتخاب کنیم، جسی لیورمور یکی از جدیترین گزینههاست.
لیورمور در سال ۱۹۲۹ برخلاف موج صعودی بازار، شروع به گرفتن موقعیتهای فروش کرد. او معتقد بود رشد بازار پایدار نیست و سرانجام حباب خواهد ترکید.
مشکل اینجا بود که بازار بلافاصله سقوط نکرد.
لیورمور در ماههای ابتدایی حتی روی موقعیتهای فروش خود متحمل زیان شد، اما به جای اینکه صرفاً به دلیل حرکت کوتاهمدت قیمت از تحلیل خود خارج شود، به دنبال نشانههای تأییدکننده ماند.
وقتی سقوط بزرگ بازار در اکتبر ۱۹۲۹ آغاز شد، موقعیتهای فروش او بهشدت وارد سود شدند.
بر اساس گزارشهای تاریخی، لیورمور در جریان سقوط ۱۹۲۹ حدود ۱۰۰ میلیون دلار سود به دست آورد؛ رقمی که در ارزش امروز معادل چندین میلیارد دلار محاسبه میشود و بسته به روش تعدیل تورم یا اندازه اقتصاد، برآوردهای متفاوتی دارد. Financial Times نیز در گزارشی در سال ۲۰۲۶ این سود را حدود ۱۰۰ میلیون دلار و معادل تقریبی ۱.۵ میلیارد دلار با معیار تورم امروزی ذکر کرده است.
اما داستان جالبتر از خود سود است.
لیورمور بعدها بخش بزرگی از ثروتش را از دست داد و چند بار با ورشکستگی مواجه شد. به همین دلیل، زندگی او یک درس مهم برای معاملهگران امروزی دارد:
سود بزرگ بدون مدیریت سرمایه میتواند موقتی باشد.
جورج سوروس؛ معاملهای که بیش از یک میلیارد دلار سود داشت
یکی از معروفترین معاملات تاریخ بازار ارز به نام جورج سوروس گره خورده است.
در سال ۱۹۹۲، بریتانیا عضو سازوکار ارزی اروپا یا ERM بود و پوند انگلیس تحت فشار شدیدی قرار داشت. سوروس و تیمش معتقد بودند سیاست پولی و نرخ برابری پوند در برابر شرایط اقتصادی موجود پایدار نیست. در نتیجه، صندوق کوانتوم پوزیشن بزرگی علیه پوند ایجاد کرد.
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۹۲، روزی که بعدها به Black Wednesday معروف شد، فشار بر پوند شدت گرفت و بریتانیا در نهایت از ERM خارج شد.
سوروس از این معامله بیش از یک میلیارد دلار سود به دست آورد و همین اتفاق باعث شد بعدها لقب معروف «مردی که بانک انگلستان را شکست» به او نسبت داده شود. گزارشهای تاریخی درباره این معامله، سود سوروس را بیش از یک میلیارد دلار در چند هفته عنوان کردهاند.
نکته جالب اینجاست که سوروس صرفاً روی «بالا یا پایین رفتن قیمت» شرط نبسته بود.
او در واقع روی یک ناسازگاری میان سیاست پولی، شرایط اقتصادی و نرخ ارز معامله میکرد.
این تفاوت مهمی است که بسیاری از معاملهگران تازهکار نادیده میگیرند: بازار فقط یک نمودار نیست؛ پشت حرکت قیمت، مجموعهای از عوامل اقتصادی، روانشناختی و نقدینگی قرار دارد.
جان پالسن؛ چگونه بحران مسکن به یک معامله چند میلیارد دلاری تبدیل شد؟
اگر بخواهیم از نظر مقدار سود شخصی گزارششده به یکی از بزرگترین معاملات تاریخ برسیم، جان پالسن جایگاه ویژهای دارد.
پیش از بحران مالی ۲۰۰۸، بازار مسکن آمریکا سالها در حال رشد بود. بسیاری تصور میکردند قیمت مسکن و اوراق مرتبط با وامهای مسکن همچنان میتواند به رشد خود ادامه دهد.
پالسن خلاف این جریان فکر میکرد.
او و تیمش روی اوراق بهادار مرتبط با وامهای مسکن پرریسک و ابزارهای مشتقهای مانند Credit Default Swap موقعیتهایی گرفتند که در صورت سقوط بازار مسکن، ارزش آنها افزایش پیدا میکرد.
وقتی بحران Subprime شدت گرفت، این معامله به یکی از مشهورترین معاملات تاریخ والاستریت تبدیل شد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، پالسن در سال ۲۰۰۷ حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار سود شخصی از این معامله به دست آورد. Forbes نیز سابقه ثروت پالسن را مستقیماً به شرطبندی او علیه بازار وامهای مسکن در سال ۲۰۰۷ مرتبط میداند.
اینجا با یک تفاوت مهم روبهرو هستیم.
پالسن مثل یک معاملهگر خرد که پشت نمودار نشسته باشد، صرفاً به دنبال یک نقطه ورود و خروج نبود. او یک سناریوی کلان اقتصادی را دنبال میکرد:
افزایش وامهای پرریسک → شکنندگی بازار مسکن → افزایش نکول → کاهش ارزش اوراق → بحران اعتباری.
در نهایت، این زنجیره تقریباً همانطور که انتظار داشت پیش رفت.
پل تودور جونز؛ ترید سقوط تاریخی بازار در سال ۱۹۸۷
۱۹ اکتبر ۱۹۸۷ یکی از سیاهترین روزهای تاریخ بازار سهام آمریکا بود.
شاخص Dow Jones در یک روز حدود ۲۲.۶ درصد سقوط کرد.
در چنین شرایطی، بیشتر معاملهگران با یک بحران جدی مواجه بودند؛ اما پل تودور جونز از قبل برای یک سقوط بزرگ آماده شده بود.
جونز و تیمش، بهویژه پیتر بوریس، رفتار بازار سال ۱۹۸۷ را با ساختار بازار پیش از سقوط ۱۹۲۹ مقایسه کرده بودند. این مقایسه به آنها نشان داد که بازار ممکن است در آستانه یک حرکت بسیار بزرگ قرار داشته باشد.
جونز موقعیتهای فروش گرفت و از سقوط بازار سود برد.
برخی منابع سود او از این معامله را حدود ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کردهاند و Tudor Futures Fund نیز در سال ۱۹۸۷ بازده بسیار بالایی ثبت کرد.
اما شاید مهمتر از رقم سود، چیزی باشد که خود جونز درباره این معامله گفته است.
او بارها تأکید کرده که بخش اصلی موفقیت یک معاملهگر، پیشبینی بازار نیست؛ بلکه کنترل ریسک است.
این همان نقطهای است که داستان پل تودور جونز از یک داستان «پیشبینی سقوط» به یک درس واقعی برای معاملهگران تبدیل میشود.
بیل اَکمن؛ سود ۲.۶ میلیارد دلاری از یک سقوط غیرمنتظره
یکی از نمونههای مدرنتر، معامله بیل اَکمن در آغاز بحران کرونا در سال ۲۰۲۰ است.
در فوریه و مارس ۲۰۲۰، بازارهای مالی در واکنش به گسترش ویروس کرونا وارد یکی از سریعترین دورههای ریزش خود شدند.
اَکمن پیش از سقوط شدید بازار، برای پوشش ریسک پرتفوی خود موقعیتهایی روی بازار اوراق اعتباری ایجاد کرده بود.
وقتی بازار بهشدت افت کرد، این پوشش ریسک به سود بزرگی تبدیل شد.
طبق گزارش Reuters، این معامله حدود ۲.۶ میلیارد دلار سود برای Pershing Square ایجاد کرد؛ در حالی که سرمایه اولیه مورد استفاده برای این پوشش ریسک حدود ۲۷ میلیون دلار عنوان شده بود.
این مورد یک مثال بسیار خوب برای درک مفهوم Hedging است.
اَکمن الزاماً از ابتدا با هدف «پیشبینی یک سقوط و قمار روی آن» وارد معامله نشده بود؛ بلکه بخشی از پرتفوی خود را در برابر یک سناریوی بسیار بد محافظت کرده بود.
اما وقتی آن سناریو اتفاق افتاد، ارزش این پوشش ریسک بهشدت افزایش یافت.
پس ثروتمندترین تریدر جهان چه کسی است؟
اینجا باید بین چند مفهوم تفاوت بگذاریم.
ثروتمندترین معاملهگر، بزرگترین سود یک معامله را به دست نیاورده است.
ممکن است یک تریدر در یک سال چند میلیارد دلار سود کند اما بخش بزرگی از آن متعلق به سرمایهگذاران صندوق باشد.
از طرف دیگر، ممکن است فردی دهها سال در بازار فعالیت کند و از طریق کارمزد مدیریت سرمایه، سهم از عملکرد صندوق، سرمایهگذاری شخصی و فعالیتهای اقتصادی دیگر به ثروت بسیار بزرگی برسد.
برای همین، پاسخ دادن به سؤال «چه کسی بیشترین درآمد را از ترید داشته؟» بدون مشخص کردن معیار، میتواند گمراهکننده باشد.
اگر معیار سود شخصی گزارششده از یک معامله بزرگ باشد، نامهایی مانند جان پالسن در بالاترین سطح قرار میگیرند.
اگر معیار بازده درصدی باشد، فهرست کاملاً متفاوت میشود.
و اگر معیار ثروت خالص باشد، دیگر صرفاً با تریدرها طرف نیستیم و باید مدیران صندوقها، سرمایهگذاران و بنیانگذاران شرکتهای مالی را هم در نظر گرفت.
چرا بیشتر این سودهای بزرگ در زمان بحران اتفاق افتادهاند؟
یک الگوی جالب در میان بسیاری از معاملات بزرگ تاریخ وجود دارد:
بحران، برای بعضی معاملهگران فقط تهدید نیست؛ فرصت هم هست.
وقتی بازار آرام است، اختلاف میان سناریوهای مختلف معمولاً کوچکتر است. اما هنگام بحران، قیمتها میتوانند در مدت کوتاهی فاصله زیادی از ارزش مورد انتظار یا سناریوی پایه پیدا کنند.
لیورمور سقوط ۱۹۲۹ را معامله کرد.
سوروس بحران ارزی بریتانیا را دید.
پل تودور جونز سقوط ۱۹۸۷ را هدف گرفت.
پالسن روی فروپاشی بازار وامهای مسکن شرط بست.
اَکمن نیز در بحران کرونا از پوشش ریسک خود سود بسیار بزرگی گرفت.
اما این موضوع نباید با یک برداشت اشتباه همراه شود:
بحرانها به معنی سود آسان نیستند.
برعکس؛ بحران همان زمانی است که نوسان، نقدشوندگی، اسلیپیج، اهرم و ریسک تصمیمگیری میتوانند بهشدت افزایش پیدا کنند.
وجه مشترک تریدرهای بزرگ چه بود؟
با وجود تفاوت زیاد میان سبک معاملاتی این افراد، چند ویژگی در داستان آنها تکرار میشود.
1. آنها سناریو داشتند، نه حدس
معاملهگر حرفهای صرفاً نمیگوید: «فکر میکنم قیمت میریزد.»
او باید بداند چرا احتمال ریزش وجود دارد، چه چیزی این سناریو را تأیید میکند و اگر تحلیل اشتباه بود، کجا باید از معامله خارج شود.
2. روی یک ایده قفل نمی شدند
بازار میتواند خلاف تحلیل حرکت کند. لیورمور بارها در طول زندگی خود این موضوع را تجربه کرد. حتی قبل از سقوط ۱۹۲۹ نیز مدتی روی موقعیتهای فروش خود زیان داشت. داشتن تحلیل خوب به این معنی نیست که بازار موظف است بلافاصله آن را تأیید کند.
3. مدیریت ریسک بخش جداییناپذیر معامله بود
یکی از مشهورترین درسهای پل تودور جونز همین است: تمرکز معاملهگر حرفهای فقط روی «چقدر میتوانم سود کنم؟» نیست؛ بلکه روی «اگر اشتباه کنم چقدر از سرمایهام را از دست میدهم؟» نیز هست.
4. آنها فرصت را در شرایطی دیدند که دیگران فقط ترس را میدیدند
سقوط بازار برای یک معاملهگر بدون برنامه میتواند فاجعه باشد. اما برای معاملهگری که از قبل سناریو، نقطه ورود، حد زیان و اندازه موقعیت را مشخص کرده، همان شرایط میتواند به یک فرصت معاملاتی تبدیل شود.
آیا میتوان با ترید به سودهای میلیوندلاری رسید؟
از نظر تئوری بله؛ تاریخ بازار نمونههای متعددی از سودهای بسیار بزرگ را نشان میدهد. اما این داستانها نباید به یک برداشت خطرناک منجر شوند:
«اگر فلان تریدر توانسته میلیاردها دلار سود کند، من هم میتوانم با چند معامله سرمایهام را چند برابر کنم.»
مشکل اینجاست که معمولاً فقط قسمت موفق داستان دیده میشود.
در پشت هر معامله بزرگ، سرمایه اولیه، سالها تجربه، تیم تحلیل، دسترسی به ابزارهای حرفهای، مدیریت ریسک و البته احتمال شکست وجود دارد. حتی جسی لیورمور، یکی از مشهورترین معاملهگران تاریخ، با وجود ساختن ثروتهای عظیم، در دورههایی بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست داد.
بنابراین، هدف اصلی از مطالعه این معاملهها نباید پیدا کردن یک «فرمول پولدار شدن سریع» باشد. ارزش واقعی این داستانها در شناخت نحوه فکر کردن معاملهگران حرفهای است.
بزرگ ترین سود تاریخ ترید چه درسی برای معاملهگران امروز دارد؟
شاید مهمترین نکته این باشد که بزرگترین معاملات تاریخ، لزوماً با پیچیدهترین اندیکاتورها یا تعداد زیادی معامله ساخته نشدهاند. در بسیاری از این نمونهها، معاملهگر یک سناریوی مشخص را شناسایی کرده، صبر کرده تا بازار نشانههای لازم را نشان دهد و سپس با مدیریت ریسک وارد موقعیت شده است. از این زاویه، داستان جسی لیورمور، جورج سوروس، پل تودور جونز و جان پالسن فقط داستان چند ثروتمند نیست. اینها نمونههایی از چهار نوع نگاه متفاوت به بازار هستند:
رفتار قیمت، اقتصاد کلان، ساختار بازار و مدیریت ریسک.
و شاید همین تفاوت، مهمترین درس برای کسی باشد که امروز وارد بازار فارکس، ارز دیجیتال یا سایر بازارهای مالی میشود.
جمع بندی
بزرگترین سودهای تاریخ ترید معمولاً زمانی اتفاق افتادهاند که بازار در نقطهای حساس قرار داشته است؛ از سقوط بزرگ ۱۹۲۹ گرفته تا بحران ارزی ۱۹۹۲، سقوط ۱۹۸۷، بحران مسکن ۲۰۰۸ و ریزش بازار در دوران کرونا.
جسی لیورمور حدود ۱۰۰ میلیون دلار از سقوط ۱۹۲۹ به دست آورد، جورج سوروس بیش از یک میلیارد دلار از معامله پوند سود کرد، جان پالسن در بحران وامهای مسکن میلیاردها دلار درآمد داشت و پل تودور جونز نیز یکی از مشهورترین معاملات فروش در تاریخ بازار را انجام داد. اما نکته اصلی این اعداد نیست.
بازار به کسی که بیشتر ریسک میکند الزاماً پاداش نمیدهد؛ معاملهگران بزرگ معمولاً کسانی هستند که میدانند چه زمانی ریسک کنند، چه زمانی صبر کنند و مهمتر از همه، چه زمانی اشتباه خود را بپذیرند.
به همین دلیل، اگر هدف از یادگیری ترید فقط پیدا کردن «معامله بعدی» باشد، بخش بزرگی از مسیر نادیده گرفته شده است. شناخت ساختار بازار، طراحی استراتژی، مدیریت سرمایه و کنترل ریسک، بخشهایی هستند که تفاوت میان یک تصمیم هیجانی و یک معامله حرفهای را مشخص میکنند.
‼️بیشترین سودی که شما از ترید داشتید، چقدر بوده است؟ کامنت کنید
دریافت نسخه PDF این مقاله
با پر کردن فرم زیر، نسخه PDF حرفهای این مقاله را با نام خودتان دریافت کنید. اطلاعات اختیاری به ما در ارائه محتوای بهتر کمک میکنند.
اطلاعات ضروری
اطلاعات اختیاری
🔒 اطلاعات شما محفوظ است و هرگز به اشخاص ثالث داده نمیشود.
PDF شما آماده است!
دانلود بهصورت خودکار شروع شده.
فایل را در پوشه Downloads بیابید.